جمال الدين محمد الخوانساري
471
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
6656 قد تغرب الآراء . گاه هست يا بسيارست كه دور مىافتند رأيها ، ممكن است كه « تغرب » بغين با نقطه ورأى بي نقطه باشد ، وممكن است كه بعكس باشد ، وبر هر تقدير ترجمه يكيست ، يعنى رأيها كه در باب مطلبي مىبينند همه دور مىافتند از صواب ، وممكن است كه جمعيت باعتبار تعدّد وقايع باشد ومراد اين باشد كه : گاه هست يا بسيارست كه دور مىافتد رأى كسى در واقعهء وغرض اين باشد كه اين معنى گاهى بسيار مىشود پس اگر در كسى واقع شود هر چند عاقل وزيرك باشد پر ملامت أو نبايد كرد واگر از براي كسى ديده باشد أو را بآن اعتبار متهم نتوان داشت وبنا بر اوّل نيز ممكن است كه غرض همين باشد هر گاه آن از جمعى واقع شود ، يا غرض مجرّد اخبار از وقوع آن باشد با وجود غرابت آن يا اين كه هر چند رأيها متفق شود در امرى بآن خاطر جمع نبايد كرد وكمال توسّل بحق تعالى بايد داشت . 6657 قد يخدع الأعداء . گاه هست يا بسيارست كه فريب مىدهند دشمنان يعنى فريب مىدهند وخود را دوست مىنمايند پس اعتماد بر هر كه اظهار دوستى كند نبايد كرد بايد آزمايش وتفحص وتفتيش كرد ودر بعضي نسخهها « الاغراء » بجاى « الأعداء » است وبنا بر اين ترجمه اين است كه فريب مىدهد بر انگيختن . ومراد اينست كه گاه هست يا بسيارست كه مصلحت در كارى نيست وآدمي اگر كسى أو را تحريص بر آن نكند مىيابد آنرا ونمىكند وهمين كه كسى تحريص كرد أو را وبر انگيخت بر آن ، فريب مىخورد وغافل مىشود از مفسدهء آن وميكند آنرا ، پس آدمي هر گاه تحريص كنند أو را بر كارى بايد كه نيك تأمّل كند در عاقبت آن كه مبادا مفسدهء داشته باشد وبآن تحريص فريب خورد وغافل شود از آن ، واين نسخه ظاهرترست . 6658 قد ينال النّجح .